محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
473
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و بغاية الغايه مشعوف و مسرور است ، چنان كه مكرر بر زبان آورد كه اگر تمامى مملكت ايران به تصرف من درمىآمد اينقدر خوشحال نمىگشتم ، درين حالت خان احمد فرصت غنيمت دانسته دعا و ثناى خواندگار بجاى آورد و عرض نمود كه اين مصحف در خزانهء پدران من بود كه الحال شاه عباس جهت خواندگار فرستاده . خواندگار از استماع اين سخن برآشفته او را پيش آورد و آن صفحه را به او نموده پرسيد كه ازين جماعت كدام يك پدر و جدّ تو بودهاند و خان احمد چون از آن مقدمه غافل بود ، بغايت خجل گشته سر شرمندگى در پيش افكند و خواندگار از اينجهت كمال دماغ خشكى و آزردگى بهم رسانيده به او گفت كه نه من به تو گفته بودم كه دروغ به من نگوئى ؟ اكنون اگر تو سيّد نمىبودى بسياست هر چه تمامتر ترا بر دار عبرت كشيده هلاك ميكردم . برخيز و از پيش من برو و بعد ازين درين ملك مباش و خان احمد بواسطهء آن حرف غير واقع از نظر اعتبار افتاده روى بودن آنجا و مجال حصول مدعا نيافت [ و ] آخر الامر بشفاعت بعضى از وزراى كرام و پاشايان عظام رخصت زيارت عتبات سدره مرتبات حاصل نموده مأيوس و محروم ، از دار الملك روم بيرون رفت و اليوم كه تاريخ هجرى بسنة اثنى و الف رسيده ، بسعادت طواف روضهء ملك مطاف حايريه عليه السلام و التحيه مشرف و سلطنت عاجل را بپادشاهى آجل مبدل ساخته « 1 » در بلدهء جنت رتبهء كربلا ساكنست و ترك عالم فانى داده در جهان جاودانى متمّكن . شعر زبان را ميالا به حرف دروغ * كه در دل نيابى ز ايمان فروغ فروغ دل از صدق اقوال دان * به ناراست مگشاى قفل زبان ز نا راست خاطر نگيرد قرار * اگر چند چون راست آرى به كار
--> ( 1 ) - م : ساخته است .